دست به دست...

(عکس گل 269 روزه)
اول‌بار همین جغجغه رو توی دست کوچولوها گرفتی... ولی نه با این‌همه کنجکاوی قلب
(عکس گل 268 روزه)
 _ اول کدومشو بخورم؟!...
(عکس گل 268 روزه)
_ این یکی رو که ...؟! (پر سر و صداتره؟)
(عکس گل 268 روزه)
....
(عکس گل 268 روزه)

 

بعدنوشت یک. خورشیدکم! متأسفم با اینکه همپای بالیدن تو باید من هم بیشتر و بیشتر بخونم و از تو خوب‌تر بدونم، اینقدر ذهنم درگیر و آشفته‌ست (از دلواپسی‌‌های پیش‌پاافتاده‌ای که شاید بعدها ارزش یاد کردن هم نداشته باشند) که کمتر پیش می‌آد فرصتی، واسه مثلن مطالعه برای پیش‌بینی پیشرفت‌های بعد از اینت. لالایی‌ها دیگه تکراری شدن و شعرها رو دیگه کمتر می‌خونم و ... هر روز فقط برای براومدن از پس بهونه‌هات، از بس دست و پام به هم گره می‌خورن که شبیه بچه گربۀ گیرافتاده توی یه کلاف کاموام!
(عکس گل 268 روزه)
(عکس گل 268 روزه)

بعدنوشت دو. نی‌نی‌سایت نوشته رنگ چشمونت به رنگ نهایی بسیار نزدیک شده و خب، دیگه بالاتر از سیاهی که رنگی نیست! :)

(عکس گل 268 روزه)

بعدنوشت سه. مثلن می‌خواستم بعد از این واسه هر پست، دست‌زیاد یه دونه عکس بذارم! ولی مگه تونستم از بین این همه خوشگل، فقط یکی رو پسند کنم؟!... دیدم انتخاب یه دونه عکس بیشتر از ویرایش تمام عکس‌ها وقت و فکرم رو گرفته!

بعدنوشت چهار. نی‌نی‌سایت نوشته از هفتۀ اول دهمین ماه زندگیت، یعنی یه چیزی حدود سه چهار روز دیگه، تو به مرحلۀ "یادآوری اطلاعات" می‌رسی؛ ولی هنوز  فقط اطلاعات خاصی (مثل اینکه اسباب‌بازی‌هات کجای خونه، خونه دارن) رو به یاد می‌آری. تازه نوشته: "همچنین او قادر خواهد بود کارهایی را که هفته پیش دیده است تقلید کند." (معنیش شاید اینه که می‌تونیم آموزش حرکات موزون رو جدّی‌تر بگیریم؟ مژه یا دست‌دسی  که چند تا از دوستات حسابی بلد شدن ولی تو هنوز یه کم بلدی؟ یا ... یا ...)

دیگه نوشته: "این مهارتها بدان معنی هستند که او «حافظه نزدیک» دارد یعنی می‌تواند جزئیات یک تجربه خاص را که در گذشته نزدیک رخ داده است به یاد بیاورد. با این حال او هنوز هم قادر نیست که بسیاری از تجربیاتش را به یاد آورد. حافظه پایدار و درازمدت در سال دوم یا سوم تولد ایجاد خواهند شد؛ زمانی که او واقعاً قدرت تکلم را هم به دست آورده است."

عزیزم! اعتراف می‌کنم از اینکه هنوز حافظۀ درازمدتت کار نیفتاده خیلی خوشحالم! خورشید خانم! خوبه که خستگی این روزهای مامان رو می‌بینی ولی تا برات (شاید با کمی تحریف؟) تعریف نکنیم، چیزی به خاطر نمی‌آری!!...

/ 5 نظر / 52 بازدید
یلدا

وای خدا اونجا که این کوچولو گریه میکنه دل آدم کباب میشه براش!

پرتو،روشن ترین نور

سلام الهه جونم خیلی از وبلاگت خوشم میاد ..از نوشتنت و مهم تر از همه از چهره جذاب آلما کوچولو...از عکسهای قشنگ و معنا دارت ... میبینی عزیزم چقدر دغدغه داریم ...از همون وقتی که میفهمیم بارداریم و هر چی بزرگتر میشن ...ای وای خدای من ..خیلی مشکلات و نگرانی ها بزرگ میشن..ببوس این فرشته نازتو ... خصوصی هم داری عزیزمممممممممممممممم

مونا مامان رادین

عزیزم قربون اون صورتت برم .نبینم گریه کنی نازنینم[ماچ] الهه جون میخواستم برات بنویسم بهترین راه که کمترین زمان رو هم میبره خوندن هفته به هفته های نی نی سایته که دیدم خودت همین کاررو کردی البته میدونی که بچه ها تو تکاملشون خیلی هم قانونمند نیستن و گاهی زودتر یا دیرتر به یه مرحله میرسن مثلا رادین برخلاف بیشتر دوستاش تو 7 ماه و نیمگی نشست و به نظر دیر میاد ولی از نظر حافظه و تکرار حرکات خیلی به نظرم زود راه افتاده و الان بیشتر حرکات صورت رو تقلید میکنه ... من این مطالب رومیخونم ولی منتظر واکنشهای خود رادین هستم تا برام تجربه بشه . چی بهتراز این که آلماخانوم خورشید خانوم به مامانش نشون بده که الان وقت چه کاریه [ماچ]

ازاده مامان نيكا

مامان الما عجب عكساي قشنگي گذاشتي از دخملون و افرين به اين دخمل زرنگ و باهوش مي دونم خيلي خسته ميشي همه ما همين حسو داريم اما كم كم ني ني ها شيرين تر و شيرين تر ميشن و مطمئن باش خستگيت حسابي در مياد. [شوخی]

لیلا مامان کیزاد

سلام.بازم خوبه فرصت کردین وبلاگ به این خوشگلی برای نی نی خوشگلترتون بنویسید.عکسها خیلی خوب بودن.همیشه زیاد عکس بزارید .