یه گزارش فشردۀ دیگه...

(عکس گل صد و سی و هفت روزه دو)

صد و سی و هفت روزگی؛ من و خرسی...

مامان خانم! نمی‌ذاری دست خودمو بخورم؟...

(عکس گل صد و سی و هفت روزه یک)

پس دست خرسی‌مو می‌خورم!

(عکس گل صد و سی و هفت روزه دو)

گوششم می‌خورم!

(عکس گل صد و سی و هفت روزه سه)

صد و سی و هشت روزگی؛ عروسک‌بازی...

(عکس گل صد و سی و هشت روزه یک)

...

(عکس گل صد و سی و هشت روزه دو)

صد و سی و نه روزگی؛ لالایی

نظر به استقبال خوبی که من از لالایی‌های مامان خانمم کردم و حتی وسط شیطونی‌هام با شنیدن "لالالالاآآ" یا هرچی تو این مایه‌ها، سرم رو می‌چرخونم یه طرف و چشمامو خمار می‌کنم و انصافاً می‌خــــوام که بخوابم (حالا اگه لالا منو نبرد دیگه خودش می‌دونه با مامان!) اینم یه لالایی جدید شکوه‌ناک:

"لالالالا عزیزم کبک مستم
میان هرچه بود دل بر تو بستم

لالالالا که بابات رفته اما
من بیچاره پابست تو هستم!..."

(عکس گل صد و سی و نه روزه)

صد و چهل روزگی؛ یه صبح سرد پاییززز...

آلما اسکیــــــمو!...

(عکس گل صد و چهل روزه)

صد و چهل و یک روزگی؛ تـــــوپ...

یه توپ دارم قلقلیه، سرخ و سفید و آبیه؟
اِ مامان خانم! توپو اشتباهی ندادی دستم؟!..

(عکس گل صد و چهل و یک روزه)

صد و چهل و دو روزگی؛ آلما سحرخیززز...

خدایا! مامان خانمم کارت داره؛ می‌گه چرا خروسخونا فرشته‌ی من خبرداره؟!...

(عکس گل صد و چهل و دو روزه)

صد و چهل و دو روزگی؛ سیــب...

به برنامۀ غذایی اینجانب آلما، پوره سیب اضافه شد...

(عکس گل صد و چهل و دو روزه یک)

(عکس گل صد و چهل و دو روزه دو)

صد و چهل و پنج روزگی؛ یه به‌به مهم!

چون قراره بریم سفر، فرنی چند روز زودتر از موعد به برنامۀ غذاییم اضافه شد... ولی خداوکیلی تا حالا هرچی خوردم، موز از همۀ به‌به‌ها به‌به‌تر بود...

(عکس گل صد و چهل و پنج روزه)

/ 0 نظر / 22 بازدید