زبان!

(عکس گل 282 روزه)
خب، ورق بزنم ببینم من جیش کردم چی می‌شه؟ ...
(عکس گل 282 روزه)
اِ کتابم که افتاااد!
(عکس گل 282 روزه)
...
(عکس گل 282 روزه)

مامان‌نوشت: حالا که شاهد از غیب رسیده (توی عکس بالایی) توضیح بگم که آلما بلا دیگه از پایین اومدن هم نمی‌ترسه. اوایل یه نیم‌دوری به بالاتنه می‌داد و بعد با شجاعت تموم دست کوچولوها رو ول می‌کرد و مثل یه پیشی کوچولو، چاردست‌ و پا فرود می‌اومد (از این عملیات عکسی نداریم؛ چون در اون لحظه من حتی اگه دوربین به دست هم بودم، پرتش می‌کردم اون‌طرف و شیرجه می‌زدم تا زودتر از سوژه فرود بیام و بگیرمش...) بعدتر دخترک کم‌کم یاد گرفت با امنیت بیشتری عمل کنه. حالا اول یکی از دست کوچولوها رو به زمین می‌رسونه، بعد اون یکی دست رو ول می‌کنه و بر زمین می‌نشینه. البته اگه جایی ایستاده باشه که خودش احتمال خطر بده (مثلن دست به میز شیشه‌ای پذیرایی) اون‌وقت همزمان با عملیات فرود، تند تند پلک پلک هم می‌زنه. مژه

بعدمامان‌نوشت. این هم آخرین مدل نشستن سوژه‌ست؛ انگشت شست پاکوچولو رو داشته باشین! قلب
(عکس گل 281 روزه)
(عکس گل 282 روزه)

/ 3 نظر / 4 بازدید
پرتو،روشن ترین نور

سلام قربون آلما جون اینگلیشم برم من ...بابای پرتو هم یه موقع هایی جو گیر میشه ولی مگه من و پرتو میذاریم؟ پرتو از همون سن آلما از مبل با جسارت میپرید هر چی منتظر احساس ترس شدیم دیدیم خیر ..الان هم بزرگترین و جذاب ترین سرگرمیش پرش از ارتفاع است هر چی بلندتر..[وحشتناک] و هنوز هم همین مدل آلماجون میشینه هرکاریش میکنیم تغییر وضعیت بده تو نشستن محاله...!!! راستی الهه جون چرا وقتی وبلاگتو باز میکنم پستای جدیدت نیست؟؟

نونوش مامی آرتین

خیلی قشنگ مینویسی الهه جون من همیشه به وبت سر میزنم ماشالا زود به زود آپ میکنی .. چطوری وقت میکنی دختر؟ من آرتین به دست تند تند می چرخم تو وبا ولی وقت نمیکنم چیزی بنویسم دخمل گلتو ببوس خیلی باحال بود جریان این دفعه

آلما

ببخشید کی‌زاد نظرت اشتباهی پاک شد! نوشته بودی اگه میخوام یه کتابی رو خوب بفهمم باید بخورمش! هم نوشته بودی مواظب شستم باشم! [لبخند]